" من دلم سخت گرفته است ازین میهمان خانه مهمان کش روزش تاریک ..."
" حوض تنهایی من بی ماهی ست ...!"
آنگاه که بی بهانه و آرام
تن خسته ات را میهمان دست هایم می کنی
سرشار می شوم
از احساسی نو...
از عشقی بزرگ...
که می خواهم آن را بی قید و شرط به تو تقدیم کنم
می خواهم بیقراری هایت را قرار باشم
و ناگفته هایت را زبان
می خواهم تا صبح برایت آواز لالایی بخوانم
ودست هام تو را با تو نوازش کنند
و این ...
تنها لحظه آرامش است
آرامش
آرامش....
پنجه می سایم بر پنجره ها
من دچار خفقانم
خفقان....
من به تنگ آمده ام از همه چیز
بگذارید
هواری
بزنممممم
من به دنبال فضایی می گردم
لب بامی...
سر کویی...
دل صحرایی...
که در آنجا نفسی تازه کنم
می خواهم فریاد بلندی بکشم
چه کسی می آید
با من فریاد بزند؟؟"
تا کی کند سیاهی چندین دراز دستی ...
" زنده بودن را به بیداری بگذرانیم
که سال ها به اجبار خواهیم خفت..."
چی بگم
وقتی حوصله خودم رو هم ندارم؟

خدایا!
چشمانم به سوی توست.
مرا به حال خود
رها مکن ...
زیرا که زیبایی های درونم را به نا زیبایی های روز بی هدف بخشیدم
احساس بی نیازی کردم
و حالا دچار نیازمندیم
برای لحظه های زیبایی حیرانم
نمی دانم کجای دنیای سگی ذره ای ظرافت زیبا شدن یافت می شود
و اساسی تر
چگونه زیبا شوم؟
چه می گویم ؟
هیچ...
چون همیشه بافتن خیالات نرم
"خداوند زیباست و زیبایی ها را دوست دارد."
دارد؟؟
نمی دانم
حتما
اینجا
این نقطه زمین هم زیباست...
خدایا!
به زیباییت
زیبایم کن
حلاوت لختی زیبا بودن عطایم
نا زیبایم
و چشمانم نابینای زیبایی
مرا بینا کن و زیبایی ببخش...
الهی آمین
خدایا باز هم ببخشید فقط تنها چیزی که می خوام تنها عشقمو توی این دنیا سلامت وشاد پر توان نگه بدار
الهی آمین
" آواز خواندن بيانگر آن است كه فرد باز و آماده است تا قلبش را در هستي بريزد.
آواز خواندن نماد اين است كه فرد غمگين نيست.
پرندگان در صبح آواز مي خوانند.
تو هم بايد مانند پرندگان همواره روحيه آواز خواني داشته باشي، انگار كه هميشه صبح است.
انگار كه هميشه زمان طلوع خورشيد است.
هر لحظه ممكن است خورشيد سر بر آورد و تو بايد از او استقبال كني.
بايد آماده پذيرش او و گوش به زنگ باشي.
مهمان هر لحظه ممكن است از راه برسد."
...I Find My Happiness In Loving You
می خواهم فقط با تو تنها باشم...